حكيم قاينى
10
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
و بالجملة ، قوت و قدرت مردم به سبب اختلاف أحوال نفسانى مختلف گردد و گاه از قدر طبيعت افزون شود و گاهى به كمى گرايد . و چون عارف را از مطالعهء جبروت ايزد و نظارهء كبرياى أو سرورى تمام حاصل شود و غبطتى كل ظاهر گردد و التفات أو از غير يزدان برخيزد و رغبت أو را به سوى مطالب فانيه كه بدين جهان اندر است نماند و به لذات حقيقى ، كه از تغيير و تبديل و فنا معراست و از كون و فساد مبرا ، برسد و به خداوند اعتراف نمايد و حميت الهى أو را دريابد بر آن كردار كه غير أو از آن عاجز آيد ، أو را توانايى حاصل بود بر آن قياس كه صاحب غضب و خداوند منافسه و شادمانى را بود . و خردمند داند كه اين حالت عارف را رواتر بود و توانايى أو را افزونتر باشد ، از آن روى كه سرور و غبطتى أو را از مطالعهء كبرياى يزدان منبعث بود و به أصل رحمت و مبدأ قوى راجع باشد . و بالحقيقه فعل و كردار أو از كردار و عنايت ايزد - جل جلاله - بر انگيخته گردد ، و قوت أو از قوت و قدرت يزدان پديدار آمده بود « 1 » پس عارف را اين حالت رواتر و سزاوارتر بود از آنكه غير عارف را . و از اين است كه أمير المؤمنين على - صلوات اللّه عليه - فرمود : ما قلعت باب خيبر بقوّة جسدانيّة بل قلعته بقوّة ربّانيّة ، [ در خيبر را با نيروى بدنى از جا نكندم ، بلكه با نيرويى ربانى آن را از جاى برآوردم . ] و از اين گفتارها روشن شد بيان آنكه چسان عارفان بر افعالى اقدام مىنمايند كه قوهء ديگران از آن باز ماند « 2 » . و اللّه هو الهادي . بقيه حاشيه در صفحه بعد
--> ( 1 ) - م ض : و للّه درّ العارف الرّومى حيث قال في المثنوى : چون ز آتش سرخ شد اين زركان * پس انا النار است لافش بر زبان و فيه شيئ يؤيّد ما قاله المصنّف فتأمّل و كن من الشّاكرين . ( 2 ) - م ض : و مخفى نماند كه از ولييى كه كراماتى قولا يا فعلا صادر شود دلالت بر نهايت كمال آن نبى مىكند كه آن سالك متابع اوست و در تحت شرع اوست تدبّر و افهم و چنانچه معجزهء پيغمبر دلالت بر وجود خدا و حقيقت پيمبر و فعل خداست و به توسط پيمبر ، همچنين كرامات اولياء فعل پيمبر است و از قوت اوست كه به توسط آن ولىّ متابع أو صادر شده و دلالت بر قوت و حقيقت پيمبر و ولى دارد . پس بنابراين تحقق ، آنچه بعضى از أهل عصر مىگويند - تابعا للمعتزله - كه « اگر كرامات از غير پيمبر و امام صادر شود لازم مىآيد كه فرق ميانهء معجزات و كرامات نباشد و امان برخيزد » وهمى است فاسد . و أيضا معجزه مقرون است به دعوى پيغمبرى و تحدى . تبصّر و لا تكن من الحاسدين بالحكماء و العرفاء .